Death Will Come with Your Eyes
By Cesare Pavese(1930-1950)
مرگ خواهد آمد و از چشمان تو خواهد نگريست
چزاره پاوزه
ملک محسن قادری
چزاره پاوزه،داستان نويس،سراينده و پژوهشگر ايتاليايی در شهر«تورين» به تحصيل پرداخت ودر۱۹۳۰ پايان نامه خود را درباره والت ويتمن سراينده بزرگ امريکايی نگاشت و در ۱۹۳۲« موبی ديک » هرمان ملويل را به ايتاليايی برگرداند و سپس کارهای جان دوس پاسوس، ويليام فاکنر، دانيل دفو، جيمز جويس و همچنين چارلز ديکنز را. از۱۹۳۰ با نشريه « کولتوره » (فرهنگ) همکاری می کند و نگاشته هايی درباره ادبيات امريکايی می آفريند و گزين سروده های خود « کار خسته می کند » را پديد می آورد که در۱۹۳۶به چاپ می رسد، در همين سال استاد زبان انگليسی می شود
در ۱۹۳۵به جرم کوشش های فاشيست ستيزانه دستگير و هشت ماه به کالابريا رانده(تبعيد)می شود.در۱۹۳۹«تابستا ن زيبا»را می نويسد که تا ۱۹۵۰(سال مرگش) به چاپ نمی رسد.پس از جنگ دوم جهانی در«سرا لونگا دی چرا»خانه می گزيند،سپس در رم،ميلان و سرانجام «تورين».دراينجا برای انتشارات «اينائودي» کار می کند.او در همه سال های زندگيش دست از نوشتن بر نداشت.در۱۹۴۹داستان «ماه و آتش ها»(در ايران:«ماه و آتش»)را می نويسد.پاوزه از نسل نويسندگان و روشنفکران ايتاليايی هم روزگار فاشيسم موسولينی است که در کنار ديگرنويسندگان خودساخته ای چون «اليو ويتوريني»(رمان جاودانه اش:« گفت و گو در سيسيل».)، آنتونيو گرامشی(در گستره انديشه سياسی)،اينياتسيو سيلونه(بس شناخته در ميان دوستداران ايرانی ادبيات ايتاليايی)،لويجی پيراندللو ونويسندگان ديگر،در بالندگی ادبيات نوين ايتاليايی(خواه در گستره نگارش و خواه برگردان ادبی) در دوره دشوار جنگ و سرکوب فاشيسم کوشش بسيار نمودند.پاوزه سبکی آشکارا واقع نگر داشت.درون گرايی، تلخ انديشی و تنهايی او و نيز پايان غمبارش «بر جاده نمناک» زندگی،صادق هدايت را به ياد خواننده ايرانی می اندازد.چزاره پاوزه در۲۶ اوت۱۹۵۰در اتاق هتلی در تورين خودکشی کرد
کتاب شناسی
فرياداگوستو(۱۹۴۶)/گفت و گو با لئوکو(۱۹۴۷)/پيش از خروس خوان(۱۹۴۹)/تابستان زيبا(۱۹۵۰)/ماه و آتش (۱۹۵۰)کسب و کار زيستن (۱۹۵۲،چاپ پس از مرگ پاوزه).از ميان کارهای پاوزه، ماه و آتش(با دو برگردان)،«رفيق »و رمان ديگری به نام «روستاهای تو» و همچنين پاره ای از سروده هايش به فارسی برگردانده شده اند
شايد نخستين بارنادر نادرپور بود که در سال ۱۳۵۵در کتاب«هفت چهره از شاعران معاصر ايتاليا» (با همکاری جينا لابريو کاروزو) [کتاب های پالتويی اميرکبير]چند سروده پاوزه را به فارسی برگرداند.سروده زير يکی از اين کارهاست که سال ها پيش در آنجا خوانده بودم،با برگردانی خيره کننده و به ياد ماندنی...اما چه سود که امروز بيشتر پاره های اين سروده را به فراموشی سپرده ام...نادرپور اينگونه آغاز كرده بود:«مرگ خواهد آمد و با چشمان تو خواهد نگريست».برگردانی توانمند از سراينده ای چيره دست و يکه. چه بسا برخی از يادمان های آن برگردان به گونه ناخودآگاه به اين برگردان راه يافته باشد...چه باك!
مرگ خواهد آمد و ازچشمان تو خواهد نگريست
مرگ خواهد آمد و از چشمان تو خواهد نگريست
مرگي كه از بام تا شام همراه ماست
گنگ و بي خواب،همچون افسوسي كهنه
يا رذالتي كور.
چشمانت كلامي بيهوده خواهند بود
فريادي خاموش،سكوتي.
و تو هر بامداد به آنها مي نگري
خميده بر آينه،تنها.
آه،اي اميد عزيز
آن روز ما نيز خواهيم دانست
كه زندگي تنها تويي و بس.
مرگ براي هر كسي چهره اي دارد.
مرگ خواهد آمد و ازچشمان تو خواهدنگريست
مرگ همچون پايان رذالت
چون ديدن رخساره اي مرده درآينه است
همچون گوش سپردن به لب هاي فروبسته.
فرو مي رويم خاموش در مغاک
Death Will Come with Your Eyes
Death will come with your eyes
This death that accompanies us,
From morning till night, sleepless
Deaf, like an old regret
Or a stupid vice.
Your eyes,
Will be a useless word.
A muted cry, a silence
As you see them each morning
When alone you lean over .
The mirror.
O cherished hope
That day we too shall know.
That you are life and nothing
For everyone death has a look
Death will come with your eyes.
It will be like terminating a vice
As seen in the mirror.
A dead face re-emerging.
Like listening to closed lips.
We'll go down the abyss in silence
برداشت با يادآوری نام وبلاگ آزاد است