عکس من
نام:
مکان: Paris, Il-de-France, France

دوشنبه، مرداد ۳۱، ۱۳۸۴

تابستان سرخپوستي

تابستان سرخپوستی
ترانه و آهنگی از پير دلانو و کلود لمل
به آواز ژو دسن
ملک محسن قادری

مي داني،هيچگاه مثل آن روز صبح اين همه خوشبخت نبوده ام
در ساحلي قدم مي زديم كمي شبيه به اين ساحل
پاييز بود،پاييزي با هواي دلکش
فصلي كه تنها در شمال امريكا پيدا مي شود
آنجا به آن تابستان سرخپوستی مي گويند
اما گذشته از هرچيز اين فصل ما بود
در لباس بلندت
مثل تابلو آبرنگی از ماري لورانسن بودي
و يادم است،خيلی خوب يادم است
حرفی را كه آن روز صبح به تو زدم
يك سال پيش بود،يك قرن پيش،يك عمر پيش
مي رويم آنجا كه تو مي خواهي،هرزمان که تو بخواهي
و بازيکديگر را دوست می داريم،تا روزی كه عشق فرو ميرد
همه زندگي به آن روز صبح مانند است
به رنگ هاي تابستان سرخپوستی
امروز بس دورم از آن صبح پاييز
اما گويي آن روز است و من به تو می انديشم
كجايي؟چه مي كني؟آيا هنوز برايت وجود دارم
به موج مي نگرم كه هرگزمنتظر شن نمي ماند
مي بيني،من نيز چون اوبه عقب برمی گردم
من نيزچون او بر ماسه ها مي خوابم
و يادم مي آيد،يادم مي آيد مد هاي بلند را
آفتاب را و خوش بختي را كه بر كنار دريا گذشت
يك عمر است،يك قرن است،يك سال است
مي رويم آنجا كه تو مي خواهي،هرزمان که تو بخواهي
و بازيکديگر را دوست می داريم،تا آنگاه كه عشق فرو ميرد
همه زندگي به آن روز صبح مانند است
به رنگ های تابستان سرخپوستی


l’été indien
Joe Dassin
Paroles et Musique :Pierre Delanoe
et Claude Lemesle


Tu sais, je n'ai jamais été aussi heureux que ce matin-là
Nous marchions sur une plage un peu comme celle-ci
C'était l'automne, un automne où il faisait beau
Une saison qui n'existe que dans le Nord de l'Amérique
Là-bas on l'appelle l'été indien
Mais c'était tout simplement le nôtre
Avec ta robe longue tu ressemblais
A une aquarelle de Marie Laurencin
Et je me souviens, je me souviens très bien
De ce que je t'ai dit ce matin-là
Il y a un an, y a un siècle, y a une éternité
On ira où tu voudras, quand tu voudras
Et on s'aimera encore, lorsque l'amour sera mort
Toute la vie sera pareille à ce matin
Aux couleurs de l'été indien
Aujourd'hui je suis très loin de ce matin d'automne
Mais c'est comme si j'y étais.
Je pense à toi.Où es-tu? Que fais-tu?
Est-ce que j'existe encore pour toi?
Je regarde cette vague qui n'atteindra jamais la dune
Tu vois, comme elle je reviens en arrière
Comme elle je me couche sur le sable
Et je me souviens, je me souviens des marées hautes
Du soleil et du bonheur qui passaient sur la mer
Il y a une éternité, un siècle, il y a un an
On ira où tu voudras, quand tu voudras
Et on s'aimera encore lorsque l'amour sera mort
Toute la vie sera pareille à ce matin
Aux couleurs de l'été indien
برداشت با يادآوری منبع آزاد است. گزاره« تابستان سرخپوستي » اشاره ای به هوای خوب و دلکش است که از پاييز تا ميانه نوامبر به درازا می کشد. اين گزاره چه بسا ياد آور روزهايی از پاييز بوده پيش از کوچ ساليانه سرخپوستان امريکا به جاهاي زمستان گذرانی شان. کاربرد آن نخست در پنسيلوانيا در پايان سده هژدهم آغاز شد. سپس نزديک به ۱۷۹۸ به نيويورک و نيو انگلند راه يافت. در کانادا نزديک به سال ۱۸۲۱ و در انگلستان نزديک به ۱۸۳۰ کاربرد يافت. بيست سال پس از آن، اين گزاره به گفتار روزانه شمال شرق امريکا و همه کشورهای انگليسی زبان راه يافت. فرانسه زبان های کانادا سپس آن را به گونه واژه به واژه به زبان فرانسه برگرداندند و « تابستان سرخپوستان » را سر زبان ها انداختند
.

برچسب‌ها:

2 Comments:

Blogger Unknown said...

من ازت خیلی ممنونم بخاطر کار قشنگی که کردی من عاشق صدای گرم و بینظیر زو داسن هستم افسوس که او دیگر نیست ترانه وقتی تو دیگر نیستس من چگونه زندگی کنمش از نظر شعر و موسیقی زیباش یه شاهکاره تکرار نشدنیه.........
je te remercie mille fois

۱:۵۷ ق.ظ.  
Blogger Unknown said...

من ازت خیلی ممنونم بخاطر کار قشنگی که کردی من عاشق صدای گرم و بینظیر زو داسن هستم افسوس که او دیگر نیست ترانه وقتی تو دیگر نیستس من چگونه زندگی کنمش از نظر شعر و موسیقی زیباش یه شاهکاره تکرار نشدنیه.........
je te remercie mille fois

۱:۵۷ ق.ظ.  

ارسال یک نظر

<< Home