تيره سنگي بر سنگ روشن
Piedra Negra Sobre una Piedra Blanca
Cesar Vallejo
تیره سنگی بر سنگ روشن،۱۹۳۰
سزار وايه خو
محسن قادری
سزار وایه خو به سال ۱۸۹۲ در شهر« سانتیاگو دچوکو» در پرو زاده شد، در این شهر بود که اوبا یازده خواهر و برادر دیگرش بزرگ شد. وایه خو سرودن را در۱۹۱۳آغازید و پنج سال پس از آن نخستین گزیده سروده هایش را به چاپ رساند:« لوس هرالدوس نگروس»(چاوشان سیاه). در ۱۹۲۲« تریلسه»(غمگنشاد) را بيرون داد ، یک سال پس از آن در ۱۹۲۳ از زادبوم خود پرو کوچيد و به پاريس آمد. سروده ها و دیگر نوشته های او در این دوره بیشتربه پاره بی نوا و رنجورتر جامعه روی دارند ، او در ۱۹۲۸ به مسکو رفت، با این باور که کمونیزم پاسخی به دادگری اجتمایی خواهد بود. در ۱۹۳۱ رمان خود« توگستنو» را انتشار داد و عضو کنگره نویسندگان فاشیست ستیز مادرید شد. کتاب دیگر و بازپسین کار او« پوئماس اومانوس» ( اشعار انسانی) تا پس از مرگش انتشار نیافت. چنان چه خود پیش بينی کرده بود ، مرگش در پاریس در۱۵ آوریل ۱۹۳۸ در رسید. زمام داران پرو در آن زمان نگذاشتند پیکراو پس از مرگ به میهنش بازگردانده شود. وایه خو در گورستان مونپارناس پاریس به خاک سپرده شد
تیره سنگی بر سنگ روشن
مرگ من در روزی بارانی خواهد رسيد، در پاریس
در روزی که از پیش به یادش می آورم
در پاریس می میرم...واین هیچ نمی آزاردم
بی شک درپنج شنبه روزی در پاییز، در روزی چون امروز
زيرا امروز که اين ها را می نويسم، پنج شنبه
شانه ام از پلشتی ها سنگين است
و هرگزدر هيچ روزی چون امروز برنگشته و
گام در راه هایی ننهاده ام که اين سان درآنها تنهايم
سزار وایه خو مرده است، او را زدند
همه کس، هرچند اوآزارش به هيچ کس نرسید
او را با چوبدست زدند، و با ضرب محکم يک سر طناب؛
سخت کتکش زدند
:شاهدان حاضرند
...پنج شنبه ها، استخوان های شانه ، تنهایی، باران و راه ها
Piedra Negra Sobre una Piedra Blanca
I shall die in Paris, in a rainstorm
On a day I already remember
I shall die in Paris-- it does not bother me
Doubtless on a Thursday, like today,
in autumn
It shall be a Thursday, because today, Thursday
As I put down these lines, I have set my shoulders
To the evil. Never like today have I turned
And headed my whole journey to the
ways where I am alone
César Vallejo is dead. They struck him
All of them, though he did nothing to them
They hit him hard with a stick and hard also
With the end of a rope. Witnesses are: the Thursdays
The shoulder bones, the loneliness, the rain, and the roads...
Translated by Thomas Merton
بازچاپ اين سروده بايادآوری نام ويسپرد آزاد است. در برگردان اين کار، برخی واژه ها افزوده يا كنار گذاشته شده اند و پاره اي از فعل ها نيز.براي يافتن نگاشته هاي ديگر درباره «سزار وايه خو»اين نام را در گوگل بجوييد
Cesar Vallejo
برچسبها: شعر امریکای لاتین


0 Comments:
ارسال یک نظر
<< Home